با سلام خدمت دوستان افتخار ما این است که تازه های مربوط به بنیامین عزیز را در اختیار شما قرار می دهیم.
در این پست مصاحبه ی بنیامین عزیز را با هفته نامه ی پیک سبز و عکس صفحه ی نخست این هفته نامه برایتان می گذارم. نوشته ها ناخوانا هستند البته با زوم کردن نوشته ها کمی واضح تر می شوند. سعی می کنم که در اولین فرصت صفحه ها را براتون اسکن کنم یا نکته های مهمش را بنویسم. البته در چند بخش.
بنیامین در اجرای غرور آفرین گیبسون:
امشب برای اولین بار حال و هوای همان شب کنسرت تهران را دارم.

مصاحبه بنیامین با رادیو صدای آشنا
در این بخش متن کامل مصاحبه ی بنیامین را با
هفته نامه ی پیک سبز را بخوانید:
تیتر: حال و هوای کنسرت تهران را داشتم
گفت و گو با بنیامین پس از موفقیت بی نظیر تور آمریکای شمالی
از کنسرت تهران بنیامین هم استقبال فوق العاده ای به عمل آمد اما وقتی ستاره ی پاپ موسیقی ایران به لس آنجلس سفر کرد تا بدون توجه به حاشیه های تریبون داران لس آنجلس در گیبسون آمفی تیه تر، کنسرت بگذارد و حدود هفت هزار نفر حاضران در کنسرت را به وجد آورد، مشخص شد که این ستاره همچنان درخشش فوق العاده اش را ادامه خواهد داد و می توان از او بیش از گذشته شنید. اجرا مقابل هفت هزار نفر کنسرت روی حرفه ای برای یک جوان بیست و چند ساله واقعا کار دشواری است.اما ستاره ها همیشه در مواقع دشوار، توانایی هایشان را به نمایش می گذارند. ویژگی های منحصر به فرد بنیامین اما جای دیگری خود را به نمایش می گذارد. وقتی بدانیم سالهاست سالن گیبسون توسط هیچ خواننده یا گروهی چند نفری از خواننده های ایرانی پر نشده و بنیامین بدون تبلیغات تلویزیونی توانسته این تعداد مخاطبان را به سالن بکشاند، بیشتر متوجه ظرفیت های این ستاره ی موسیقی ایران خواهیم شد.این تمام ماجرا نیست. چون او در فاصله ای کمتر از یک ماهه به حومه ی لس آنجلس بازگشت تا در جمع ایرانی های مقیم اورنج کانتی و مقابل 6 هزار نفر دوباره برنامه اش را به بهترین شکل اجرا کند.
بنیامین این روزها هم بیکار ننشسته و مشغول تمرین برای کنسرت کیش است. با او پس از تمرینش به گفت و گو نشستیم تا حال و هوای تور آمریکای شمالی را از زبان خودش بشنویم.
بنیامین امروز با بنیامین سه ماه پیش چه تفاوتی کرده است؟
شهرهای خوب و برخورد و مراوده با آدم های جدید که فرهنگ ها و زبان های متفاوتی دارند اجراهای متفاوت، چیزی که ازش می ترسی، اما یا مجبور می شوی یا دل را به دریا می زنی و می روی به دل کارو انجامش میدهی. این که میبینی همه چیز عالی پیش رفته و ان ترس و اضطراب تاثیری رویت نگذاشته، حسی به آدم می دهد به نام تجربه. بارها شنیده ام که می گویند بزرگتر ها با تجربه هستند. نمی دانیم که خودمان هم مدام در حال تجربه کردن و کسب تجربه هستیم. حالا پررنگ تر یا کم رنگ تر. من در این تور چند ماهه از روند زندگی عادیم خارج شده بودم. در این مدت تنها بودم در جاهای شلوغ بوده ام با خود خلوت کرده ام. من در این سفر برای اولین بار مفهوم تجربه را در زندگی کشف کردم. در طول این 3 ماه تفاوت شاخصی که من حس کرده ام، کشف عنصری به نام تجربه بوده وقتی ما نسبت به این تجربه آگاه می شویم، حس ویژه ای پیدا می کنیم که من امروز این حس را پیدا کردم.
کسب این تجربه باعث شده است احساس کنید به جایگاهی فراتر از جایگاه
قبلی تان دست پیدا کرده اید؟
این تجربه، امکانات جدیدی است که به لحاظ فنی متفاوت است از آنچه که قبلا بوده. این تور سه ماهه شاید در نگاه مخاطبان و آدم های اطرافم تغییری نسبت به من ایجاد نکرده باشم اما روی حس خودم تاثیر گذاشته. احساس می کنم تا امروز از توانایی های فراوانی که داشته ام، خیلی راحت گذشته ام یا به صورت کمرنگ از آن استفاده کرده ام. فکر می کنم بخشی از توانایی هایم را شناخته ام و جایگاه خودم برای خودم تغییر کرده. منظورم بالا یا پایین تر نیست. چون در کار ما، ارزش و اعتبار را مردم می دهند.
کسی هم نمی تواند خودش را گول بزند . اما نکته اینجاست که هر اتفاقی که قرار است از این پس بیفتد، روی زمین است، نه در فضا.
چون در شرایط خاص، ممکن است فضایی فکر کنیم. این طور نیست که بگویم قرار است یک کار فضایی بسازم. شاید کار فضایی هم ساخته شود، اما روی زمین. هنر ما باید برای مردم ، معنا و مفهوم داشته باشد. سلیقه و ذائقه ی مردم را نسبتا می شناسیم و سلیقه و ذائقه ی خودمان را هم داریم. از ترکیب این دو، محصولات خوبی پدید خواهد آمد.
بقيه در ادامه مطلب.....
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شیدا در دوشنبه چهارم مرداد 1389 و ساعت
23:22 |